فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

50

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

مولانا پناهى هروى سلّمه اللّه كه روز حاضر نبود بخوانند . در اثناى اشعار باز تذكر مبحث روز فرمودند و بر طريق شكوه از فقير با مولانا پناهى فرمودند : فلان سؤالى آورده كه متضمن آنست كه دعا و عبادت صدّيقان ضايعست ، عجب از فلان كه چنين سؤالات را اعتبار كند و نقل آن نمايد . فقير تقريب « 1 » خاطر نشانى آن مبحث يافتم ، گفتم : اگر فقير در مجلس همايون سؤالى كنم يا اشكالى انگيزم بر قدر فهم و اندازهء دانش خود خواهد بود شايد نزد خدّام آن سخن پست نمايد زيرا كه پرواز مرغ ذهن فقير بيش ازين نيست و پرواز هماى خاطر همايون در غايت علوّ و ارتفاعست يحتمل كه نسبت با آن پرواز ، رتبت سخن فقير پست باشد و در آن عيب فقير تواند كه نباشد ، زيرا كه پرواز صعوه اگر همچو باز نباشد صعوه را ملامت نتوان كرد كه چرا بلند پرواز نهء و در قطع مسافت هوا همچو شاهباز نهء ؟ سؤالى كه فقير كردم صاحب « تعرّف » در معتقدات صوفيه در كتاب خود ياد كرده و آن را دشوار شمرده ، من نقل آن كردم و اگر دستور يابم عرض كنم كه آن سؤال را هيچ نسبت بابطال دعا و عبادات نيست . حضرت خان فرمودند : سؤال ديگر باره تقرير كنيد بوجهى كه اين ابطال برو مترتب نگردد . [ 21 ر ] گفتم : خوف از مكروه آينده البته ناشى از توقع آن مىباشد و اگر توقع مكروه نباشد حصول خوف كه از كيفيات نفسانيست محالست كه در نفس پيدا شود و توقع مكروه از آمن مؤمن مصدّق كه صادق القول او را اخبار كرده باشد كه مكروهى ترا پيش نخواهد آمدن محالست . پس بايد كه ابو بكر صدّيق رضى اللّه عنه البته از مآل حال خود در قيامت نترسد و اين منافات ندارد با آنكه او بىترس بدعا و عبادت مشغول باشد ، زيرا كه وصول بدان أمن و فراغ طريق او عبادت و دعاست ، پس او در دعا و عبادت بمنزله كسى است كه راهى ميرود و گام بر ميدارد تا بباغى موعود رسد و آن رسيدن موقوف اين گام برداشتن است و اصلا منافات ندارد با آنكه او تصديق كرده باشد كه رسيدن او بدين باغ واجب است و

--> ( 1 ) - نزديكى ، موافقت دليل با مدعى .